مشهد امام رضا عليه السلام - ريحانه النبي ماهشهر
يه بسم الله
ويه سلام
ويه ببخشيد دير شد
من دير به دير آن ميشم
خيلي دلم هواي مشهد رفتن کرده برام دعا کنيد يه بار ديگه آقا نگام کنه برم مشهد
انقدر دلم هواي مشهد کرده که
نمي دونم چي بگم
اهاي مشهدي ها ...
اهي اونهايي که توي مشهد زندگي ميکنيد
اهاي کسايي که مي خواييد بريد مشهد
ترو خدا
تورو خدا جاي منم بريدزيارت
تو رو خدا جاي منم بريد صحن انقلاب و از اونجا گنبد طلاي آقام روو نگاه کنيد
تورو خدا جاي منم التماسش کنيد
تورووو خدا جاي منم التماسش کنيد تا بابا مهدي فاطمه بياد
تورو خدا جاي منم بريد سقا خونه و با دست آب بخوريد
تو رووو خدا يه شب تا صبح که مونديد جاي منم يه زيارت نامه بخونيد و
تو رووو خدا جاي منم بريد وبدون کفش توي صحن ها قدم بزنيد
يادته

وقتي رفته بودي اونجا که داشتن تفتيشت مي کردن همش توي فکر اين بودي که زودتر
بري دعاي اذن ورود رووو بخوني و هر چه زودتر بري توي صحن و يا به گنبد نگاه کني يا
يه جايي پيدا کني که توي خلوتت با آقات حرف بزني
يادته دلت ميخواست که: کاش هيچ کس نبود و من داد ميزدم
يادته دلت ميخواست که:بري و دستت روو به ضريح آقا برايتبرک بزني
يادته دلت ميخواست که: انگشتر عقيقت روو حتما به ضريح بزني
يادته و قتي به پنجره فولاد آقا نگاه ميکردي چه احساسي داشتي و از اقا چي التماس ميکردي
آقا توروو خدا بابا مون رو برسون
اقا خودت بهترميدوني دل بابا مهدي پر از درد شده
اقا قلبم رو شفا بده تا لااقل من دل بابا مهدي روو نشکنم
آقا من ميخوام يه بار ديگه بيام
اقا من حرمت روو ميخوام
اقا اقا اقا اقا ....
اون روز يکي از بچه ها ميگفت :اگر براي مشهد رفتن دعا ميکني دعا نکني يه بار بري دعا کن
يا نري يا اگر ميري آقا چند بار ببرتت
چون بار اول هر چقدر هم خوب استفاده کني
تازه رووز آخر ميفهمي کجا آمدي تازه لحظه خداحافظي....